خرید بک لینک

آیـا حاضـری بـفهمـیهمه فـرداها همان دیروز لـعـنـتـی است

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 3:47

لا به لاى دروغاتون،

يه نگاه به چشماى طرف مقابلتون بكنين،

شايد پشيمون شدین

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 28 دی 1396 ساعت: 3:47

Download 320 / 8MB I'm dancing with my demons من با شیطان خودم می رقصم I'm hanging off the edge بر روی لبه مردد مانده ام Storm clouds gather beneath me ابرهای سیاه در زیر من جمع شده اند Waves break above my head امواج در بالای سرم می خروشند Headfirst hallucination تصور عجولانه [Pre-Chorus 1] I waa fall wide awake now میخوام که از خواب بیدار شم You tell me it's alright بهم بگو همه چیز درسته Tell me I'm forgiven, tonight بهم بگو که امشب بخشیده شدم [Chorus] But nobody can save me now ولی الان هیچکس نمی تواند من را نجات دهد I'm holding up a light من یک روشنایی را حفظ میکنم I'm chasing out the darkness inside دارم به تاریکی درونم پی میبرم Cause nobody can save me چون هیچکس نمی تواند من را نجات دهد [Verse 2] Stared into this illusion شروع به این خیال پردازی کرده ام For answers yet to come برای جواب هایی که هنوز می آید I chose a false solution راه حل اشتباه را انتخاب کردم But nobody proved me wrong ولی هیچکس اشتباهم را بهم ثابت نکرد Headfirst hallucination تصور عجولانه [Pre-Chorus 2] I waa fall wide awake میخوام از خواب بیدار شم Watch the ground giving way now زمین را تماشا کن که راه هایی بهت میده You tell me it's alright بهم بگو همه چیز درسته Tell me I'm forgiven, tonight به

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: چهارشنبه 13 دی 1396 ساعت: 5:43

به خدمت بنده از آزادمردان زود می گردد ایاز از حسن خدمت عاقبت محمود می گردد به عشق آویز، دل را از هوس گر پاک می خواهی که از آتش زر مغشوش خالص زود می گردد به دریا می رسد ابر بهار از قطره افشانی زیان مایه داران مروت سود می گردد نماند دست ارباب کرم در آستین هرگز که در جیب کریمان زر چو گل موجود می گردد چرا مهر خموشی از لب گفتار بردارم؟ که روشن خانه ام زین روزن مسدود می گردد به پیغامی مرا دریاب اگر مکتوب نفرستی که بلبل در قفس از بوی گل خشنود می گردد سرایت می کند در بیگناهان خشم جباران زمین را می درد شیری که خشم آلود می گردد زقتل عاشقان رنگین نشد مژگان خونریزش که بی آب است هر تیغی که خون آلود می گردد گرامی دار صائب سینه چاکان محبت را کز این محراب هر کس سرکشد مردود می گردد

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 3:06

خواستم داد شوم … گرچه لبم دوخته استخودم و جدّم و جدّ پدرم سوخته استخواستم جیغ شوم، گریهی بیشرط شومخواستم از همهی مرحلهها پرت شوموسط گریهی من رقص جنوبی کردیمکامپیوتر شدم و بازی خوبی کردیمکسی از گوشی مشغول، به من میخندیدآخر مرحله شد، غول به من میخندید !دل به تغییر، به تحقیر، به زندان دادموسط تلویزیون باختم و جان دادم !یک نفر، از وسط کوچه صدا کرد مرابازی مسخرهای بود … رها کرد مرا !با خودم، با همه، با ترس تو مخلوط شدمشوت بودم! که به بازی بدی شوت شدم !!خشم و توپیدن من! در پی ِ یاری تازهترس گل دادن تو در وسط ِ دروازهآنچه میرفت و نمیرفت فرو … من بودم !حافظ ِ اینهمه اسرار ِ مگو، من بودم« آفرین بر نظر ِ لطف ِ خطاپوشش » بودیک نفر، آن طرف ِ گوشی ِ خاموشش بوداز تحمّل که گذشتم به تحمّل خوردمدردم این بود که از یار ِ خودی گل خوردم !حرفی از عقل ِ بداندیش به یک مست زدندباختم! آخر بازی، همگی دست زدنداز تو آغاز شدم تا که به پایان برسمرفتم از کوچه که شاید به خیابان برسمبوی زن دادم و زن داد به موی فـَشِنم !!راه رفتم که به بیراههی خود، مطمئنمعینک دودیام از تو متلک میانداختبعد هر سکس، مرا عشق به شک میانداختخواندم و خواندیام از کفر هزاران آیهبعد بر باد شدم با موتور همسایهحسّ عصیان زنی که وسط سیبم بودحسّ سنگینی ِ چاقوت که در جیبم بودزنگ میخوردی و قلبم به صدا دوخته بود« تا کجا باز دل غ

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: پنجشنبه 7 دی 1396 ساعت: 14:01

 A little clown is living in my heart ,Small and very special, It can dance and jump, laugh and sing If you in pain and you need to cry come and borrow it    

برچسب: نویسنده: مبین رحیمی تاريخ: شنبه 2 دی 1396 ساعت: 2:48

صفحه بندی